محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
878
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ستور نگاه داريد ، و از درگاه من فراتر مشويد و الَّا شما را عقوبت كنم . و گروهى دبيران بودند خداوندان علم و ادب و راى و تدبير ، و گفت : جز اين كار مكنيد و الَّا از من زحمت كشيد ، و سوم گروه را كشاورزى فرمود و گفت : لشكر جز اين طريق سپرند ، شما را بادافره كنم ، و چهارم گروه پيشه وران بودند چون زرگر و رنگرز و كفشگر و آنچه بدان ماند ، و گفت : هر كس كار خويش كنيد و به ديگر شغل مشغول مشويد ، و موكّلان بر ايشان گماشت و لشكريان را گفت : شما خدمت من كنيد . پس كار دانان و عاملان را بر سر اين چهار گروه نصب كرد تا هر چه به روز و شب و ماه و سال و بامداد و شبانگاه كردندى ، همان روز خبر سوى او رسانيدندى تا اگر كسى پاى از حدّ و رسم و پيشهء خود بيرون نهادى دمار از وى بر آوردى . پس از عالمان پرسيد كه چه چيز پادشاهى را دايم دارد ، و از آن زوال نيابد . گفتند عدل كردن و داد دادن . . . عنوان : ص : خبر پادشاهى جمشيد ، صب : گفتار اندر پادشاهى جمشيد . س 1 : ص و صب : و از پس او جمشيد بود گروهى گويند برادر طهمورث بود و گروهى گويند خويش او بود و نخستين كسى كه سلاح كرد او بود و سلاح مردمان از چوب و سنگ بود او شمشير و حربه و كارد كرد و كرباس كرد و ابريشم و خزّ و رنگهاى الوان و ديوان را فرمود تا گرمابه نهادند . . . ( چنان كه ديده مىشود بند اول اساس ما در اين دو نسخه نيامده ) . س 9 تا پايان : ص و صب : به عبارت متغاير است و به مضمون مشترك . فا و فب : اين دو نسخه ندارد ظاهرا . ص 91 س 4 : ص و صب : و نخستين روز به مظالم بنشست هرمزد بود از ماه فروردين . پس آن روز را نوروز نام كرد و تا امروز سنّت گشت ، و هفتصد سال بگذشت و چهارصد نيز گويند و اندرين روزگار روزى دردسرش نخاست . س 8 تا پايان : ص و صب : مضمون و محتوا يكسان است و عبارت ديگرگون . فا و فب : ندارد اين دو نسخه باحتمال . ص 92 س 1 : ص و صب : خليفتان فرستاد و بسيار كس به دو بنگرويدند ( صب : نگرويدند ) به آتش بسوخت تا جهان بر پرستش او راست شد بكام و ناكام . س 3 و 4 : ص و صب : اين دو سطر را ندارد و پس از عنوان بعدى در دو نسخهء ص و صب آمده است . فا و فب : اين دو نسخه باحتمال ندارد . ص 93 عنوان : صب : پديد آمدن بيورسپ و گرفتن پادشاهى . س 1 : ص و صب : چون از پادشاهى جمشيد هفتصد سال بگذشت از كنار پادشاهى او از حدّ مشرق